تحلیل ساختار روایت دو حکایت از سیاست‌نامه بر اساس الگوی روایتی گرماس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی Released under (CC BY-NC 4.0) license I Open Access I

نویسندگان

1 گرو زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم، جهرم، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم، جهرم، ایران

10.22034/ihc.2025.19931

چکیده

خواجه نظام‌الملک طوسی، سیاست‌نامه را در قرن پنجم با هدف تعلیم کشورداری نوشت، اما حکایت‌هایی از شاهان و شخصیت‌های تاریخی و غیرتاریخی را برای استشهاد سخنان خود آورد که از نظر ساختار روایی شایستۀ بررسی‌ است که در روش تاریخی به آن تکنیک بازگشت به گذشته گفته می‌شود. از این رو این اثر را ‌با ‌الگوی روایتی ‌کنشی ‌گرماس، ‌شامل: کنشگر(فاعل)، ‌ضد‌کنشگر(رقیب)،‌ کنش‌گزار(فرستنده)، ‌کنش‌یار ‌(یاریگر)، کنش‌پذیر(دریافت‌کننده) و هدف می‌توان ‌تحلیل و طبقه‌بندی‌کرد. این پژوهش، ساختار روایتی دو حکایت سیاست‌نامه، به نام‌های: حکایت تدبیر پادشاه و حکایت بهرام گور و وزیر خائن را بر مبنای الگوی گرماس مطالعه و ساختار طرح اصلی روایت بر اساس تقابل‌های دوگانه، الگوی کنشی روایت و زنجیره‌های روایی، تجزیه و تحلیل کرده است. این دو حکایت به صورت تصادفی انتخاب شده است تا ارتباط و نحوۀ به‌هم‌پیوستگی الگوی کنشگر و زنجیره‌های روایی آشکار و بر اساس آن‌ها، ساختار کلی داستان تشریح ‌شود. نتایج این تحقیق بیانگر برتری اهداف اولیه خواجه چون: آموزش، عدل و تلاش خواجه برای تحکیم مبانی اسلام و رد مذاهب باطل با بیان صفات پسندیدۀ شاه بر فرم روایت‌پردازی به عنوان اهداف ثانویه است. از نتایج این برتری، گسترش زنجیرۀ انتقالی در حکایات است که این نیز از چیرگی وجه گفتمان بر ساختار می‌آید. تحلیل این حکایات بر اساس الگوی گرماس، هم استواری حکایات، ساختار و پیوستگی بخش‌های آن را آشکار می‌کند و نیز بیانگر کارایی این الگو در تحلیل سایر متون داستانی کهن‌ است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analyzing the narrative structure of two anecdotes from the political book based on the Greimas narrative model

نویسندگان [English]

  • Nasrin Ghasemi 1
  • فاطمه تسلیم 2
1 Department of Persian Language and Literature, Jahrom University, Jahrom, Iran
2 Assistant Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Jahrom, Jahrom, Iran.
چکیده [English]

Khajeh Nizam al-Molk Tusi wrote the Siast Nameh in the fifth century with the aim of teaching statesmanship, but its anecdotes are worthy of investigation in terms of narrative structure; Because, they have been narrated by multiple and historical characters and have a narrator. Therefore, this work can be classified according to Greimas's narrative pattern, including: actent, subject, abject, sender,receiver, sapporter, conflict, the narrative structure of two anecdotes of the Siast Nameh, including: Tadbir King & Bahram Gur and the traitorous minister, have been analyzed based on the Greimas model of study and the structure of the main plot of the narrative based on dual confrontations, narrative action pattern and narrative chains. These two anecdotes have been chosen randomly to reveal the relationship and the way the actor pattern and the narrative chains are interconnected, and based on them, the overall structure of the story is explained. The results of this research show the superiority of the primary goals of the eunuch, such as: education, justice, and the effort of the eunuch to consolidate the foundations of Islam by expressing the desirable qualities of the king over the form of narration as secondary objectives. One of the results of this dominance is the expansion of dissociative progress in stories, which also arises from the dominance of discourse over construction. The analysis of these s anecdotes based on the Garmas pattern reveals the stability of the anecdotes, the structure and continuity of its parts,

کلیدواژه‌ها [English]

  • Siast Nameh
  • Greimas
  • Six actors
  • Narrative Concepts
  • Narrative Chains
دوره 2، شماره 1
بهار و تابستان
فروردین 1404
صفحه 167-185
  • تاریخ دریافت: 29 اسفند 1403
  • تاریخ بازنگری: 10 خرداد 1404
  • تاریخ پذیرش: 13 خرداد 1404
  • تاریخ انتشار: 01 فروردین 1404